دل نوشته هایی به یاد محمد

دل نوشته هایی به یاد محمد

دل نوشته هایی به یاد محمد

در روزهای پر هیاهوی زندگی و دویدن برای رسیدن به قله ، ناگهان درد از دست دادن یکی از عزیزترین افراد خانواده ات آنچنان تیشه بر ریشه می زند که نمی دانی این همه هراسانی و دویدن برای چه؟
محمد عزیزم نمیدانم برای پرپر شدنت اشک بریزم یا قلب مچاله شده برادر عزیزتز از جانم 

                       عمویت خبات
.
.
.
.
خیلی زود بود پسر 
همیشه خیلی عجول بودی 
این دفعه دیگه خییلی عجله کردی 

                         صلاح کاشخی
.
.
.
.
کاش دلتنگی هم مثل اشک بود می ریخت و تموم میشد. میریخت و سبک می شدی آن وقت مجبور نبودی هر روز حجم عظیمی از دلتنگی ها رو با خودت به این طرف و آن طرف ببری.

                           خاله نرمین
.
.
.
.
چقدر جای تو خالیست ، نمیتوان حجم دلتنگی را برایت بیان کنم .
محمد شیرینم با تک تک خاطراتت لبخند به لب می آورم .
آه
آه از آن لحظه که میدانم نیستی .
ولی می دانم که در جایی بهتر از اینجایی 
یادت همیشه در قلبمان است.

                        شایلن
.
.
.
.
محمدجان با شوخی هایت خندیدیم ، نفس کشیدیم و زندگی کردیم .اما افسوس تقدیر شوخی تلخی با ما کرد که تا ابد فراموشمون نمیشه.

                        عمه طوبی
.
.
.
.
.
هر وقت این شعر گروس را میخواندم احساس میکردم باورپذیری کمی دارد. اینکه شخصی چنان با خاطرات شخص دیگری که دیگر کنارش نیست زندگی کند که مرز نازک اما عمیق بین واقعیت و رؤیا مشخص نباشد . 
اما 
همین که تو رفتی با لحظه لحظه هایم این شعر را زندگی کردم و گریستم.

                            پیام
.
.
.
.
فرشته ی آسمانی من
چقدر دلم برایت تنگ شده ، دورت بگردم کاش اندازه تمام دلتنگی هایم بغلت میکردم . 
محمد من نمیتوانم باور کنم که نیستی و نمی خوام باور کنم چون تو همیشه واسه من زنده ای ، میخوام بهت بگم دوستت دارم و همیشه به یادتم عزیزم

                          الهام
.
.
.
.
کاش میمردم و هیچوقت نبودنت را نمی دیدم.
برعکس اومدنت و بودنت خیلی بی سر و صدا رفتی . محمدجان قوربونت برم داغ بزرگی گذاشتی رو دلمون . داغی که هیچ وقت جاش با هیچ کس و هیچ چیزی خوب نمیشه . خیلی دلم برات تنگ میشه خدانگهدارت باشه عزیز همه.

                           احسان
.
.
.
.
دلم برایت تنگ شده . وقتی میگویم تنگ ، نه مثل تنگی پیراهن ! دلتنگی من مانند کشتی ای است که به جای اقیانوس و دریا  در حوض خانه انداخته اند.

                    دایی شهریار
.
.
.
.
از این به بعد هر رستوران با کلاسی که پا بگذارم با بغض غذایم را خواهم خورد. هر کس و هر چیزی که یاد تو بیاندازد مرا ،اذیتم خواهد کرد. محمد عزیزم ای کاش دنیای ما کارگردان بهتری داشت . تنها چیزی که آرامم می کند این است که از یک چیز مطمئنم ، این که در جای بهتری از ما هستی.

                             پیام
.
.
.
.

© کلیه حقوق این سایت متعلق به زنده یاد محمد آقایی می باشد. website designed by Nonegar PArdazesh , developed by Nonegar